اگه یک روز گرم تابستونی از زور بیکاری،سری به هیستوری گوگل سرچت زدی و یادت افتاد معشوقه سابقت وبلاگی داشته،که چندبار از سیستم تو چک اش کرده...
اگه از قضا فلک چرخید و به احتمال نیم درصد دستت خورد و اومدی اینجا...
اگه شد و زمونه خواست که این پست رو بخونی
برگرد
چه الآن که فقط 7 روز مونده تا همه چی بینمون تموم شه
چه بعد که بعید میدونم چیزی بینمون تموم شه
هر وقت که این متن رو خوندی،دست دست نکن
برگرد...
لا لا لند رو ببین،و نذار که ما دوتا زن و مرده بیچاره ی اون قصه باشیم.
برگرد رضا،برگرد...
من فقط منتظره یک اشاره ام...
یادت بیاد که اون روز تو بغلت کنار زمین فوتبال چی گفتم...تورو خدا یادت بیاد...
بوت رو از من نگیر،گرمای من رو از زندگی خودت بیرون ننداز،مارو واسه هم ساخته اونی که اون بالاست خودتم میدونی،شجاع باش زنگ بزن،من با آغوش باز منتظرم...بیا مرد من.برگرد
+شب ها دلتنگی به مرحله هشدار میرسد...علی_قاضی_نظام
+فقط یک دیوانه همچین چرندیاتی مینویس
نیمکت,کلاغ,چای در لیوان یک بار مصرف...ما را در سایت نیمکت,کلاغ,چای در لیوان یک بار مصرف دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 56