خرید بک لینک

از خوبیهای این روز ها اینه که شهرزاد دیدن های شبونه دوباره آغاز شده... امشب وقتی داشتیم تیزر قسمت سوم رو میدیدیم،قباد دیوان سالار بعد از جدایی از عشقش ،ناغافل اون رو دید. ایستاد و صداش کرد:شهرزاد... قلبم توی سینم ریخت و از جام بلند شدم. چطور چنان مردی به خودش اجازه داد همچین زنی رو دوباره به اسم صدا کنه؟ چطور مردی که نتونسته بود عشقش رو حفظ کنه،نتونسته بود پشتوانه اش باشه،اون رو مثل روزهای قبل صدا زد؟ دوست داشتم بازخورد آدم های دیگه رو با این سکانس

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 9:16

سکانسی از یک حادثه دلم میخواد یه فیلم طولانی بسازم که فحواش این باشه که برای یک مرد هرگز هرگز هرگز چیز هایی رو که با زحمت بدست آوردین رها نکنید. بازیگر نقش اول مردش رو هم شهاب حسینی میذارم تا این مفهوم القا بشه که حتی اون مرد میتونه اندازه شهاب حسینی ایده آل باشه.اما شما بازم این اشتباه رو نکنید. نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۴ ساعت 14:19 توسط گیسو  |  حزئیات یکادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 19:28

سکانسی از یک حادثه   پاییز فردا تموم میشه. این ساده ترین جمله واسه شروع کردن یک متن تو شب قبل از فرداست.شب قبل از یلدا.هر سال پاییز،فصل نوشتن من بود.فصل خوب نوشتن من.پس چرا امسال دریغ از یه خط نوشته ی پدر مادر دار؟به عکسم نگاه میکنم،سال پیش همین موقع ها انداختمش.زیبا تر و با طراوت تر از حالا به نظر میام.موقع انداختن این عکس فک میکردم اگه یه ذره دیگه به دغدغه هام اضافه شه سرم میفته کف زمین از زور سنگینی.امثال فهمیدم که اشتباه میکردم،چون سرم سره جاشه در حالادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 19:28

سکانسی از یک حادثه من گند زده ام،یک گند درست و حسابی. همین حالایش هم که دارم مینویسم،دارم گند دیگری میزنم.اینطوری برایت بگویم که کل امروز میخواستم بنویسم ولی... انقدر دست دست کردم،رفتم و آمدم،فکر کردم،ماتیک زدم، عشوه ریختم ،برای تو گریه کردم،ظرف شستم،همه کار کردم،جز آنکه بنویسم.اینقدر ننوشتم که تو نوشتی و این یعنی گند،یعنی من باز هم نبودم. تو بیست و دو ساله شدی و من به زور آمدم برای تولدت. بیست و سه ساله شدی و اصلا نیامدم و خودم را با این داستان که کادویتادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 9 آذر 1404 ساعت: 19:28

برگرد...اگه یک روز گرم تابستونی از زور بیکاری،سری به هیستوری گوگل سرچت زدی و یادت افتاد معشوقه سابقت وبلاگی داشته،که چندبار از سیستم تو چک اش کرده... اگه از قضا فلک چرخید و به احتمال نیم درصد دستت خورد و اومدی اینجا... اگه شد و زمونه خواست که این پست رو بخونی برگرد چه الآن که فقط 7 روز مونده تا همه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت: 20:18

مرد میخواد که لیاقت شهرزاد رو داشته باشه... از خوبیهای این روز ها اینه که شهرزاد دیدن های شبونه دوباره شروع شده...امشب وقتی داشتیم تیزر قسمت سوم رو میدیدیم،قباد دیوان سالار بعد از جدایی از عشقش ،ناغافل اون رو دید.ایستاد و صداش کرد:شهرزاد...قلبم توی سینم ریخت و از جام بلند شدم.چطور چنان مردی به خودش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 21:53

شبه قبل از جدایی... داشتم توی آشپزخانه چیزی را در ظرفی میگذاشتم و حسابی توی فکر هایم شناور بودم،که صدای گاز دادن موتوری از بیرون آمد،و دلم را به شرط صدای موتور تو به تالاپ و تولوپ انداخت.از پنجره خیابان را نگاه کردم.دختری هم سن و سال های من از ترک موتور پسری هم سن و سالهای تو پیاده شد.خم شدم و بیشترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 21:53

ادای روشن فکری نداریم.اینکه بلاگفا مامن امن ماست،بحثی نیست و سرش جدل و فلانی داریم. من بعد اما دلم میخواهد در اینستاگرام بنویسم. به درک که پاتوق دهی هشتادی هاست،یا لاکچری پسندها پرش کرده اند از عکس های لوکس،عشقم کشیده آنجا بنویم،دوست دارم،کلمه های خودم است،اختیارش را دارم. اصلا آنجا مینویسم که بفهممادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 21:19

امروز من اینجا مینویسم،چون جای دیگه ای رو ندارم که خودم رو آروم کنم،و مردی که باید مرهم من باشه،زخم عمیق من شده.از همین ابتدا اعلام میکنم که این متن یک اعتراف به شکست و چس ناله واقعیه تا کسی وقت گرانمایه اش رو صرف خوندن این متن نکنه. امروز روزیه که من باید به خاطر بسپارم،امروز روزیه که زنی به من توهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 6:02

تقاص هرگز مردی را که موهای خیستان را سشوار میکشد و در آینه لبخندتان میزند ،رد نکنید!دست همچین مردی را از روی شانه تان کنار نزنید. این جور مرد ها طلسم دارند،همه زن ها برایشان میمیرند اما برای زنی که ردشان کند... رد کردن همچین مردی تقاص کشنده ای دارد! +تقاص میدهم. اگر تمایل به دانلود موسیقی دارید،روی لینک کلیک کنید. http://uploadkon.ir/fl/d/NjA3MjI%3D |چهارشنبه هشتم بهمن 1393| 0:5ادامه مطلب

برچسب: تقاص,تقاص پس دادن,تقاص حمید عسکری,تقاص هما پور اصفهانی,تقاص چی رو میگیری,تقاص دل شکستن,تقاص حميد عسكري,تقاص اشتباه,تقاص علی بابا,تقاص رمان, نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 20:34

چیزهایی برای خودشان دارند که با ان ها شارژ میشوند͵یک چیز خاص یا شاید هم یک چیز خیلی ساده͵یک شارژر طبیعی که شاید خودشان هم ندانند چه جادویی میکندشان· زن ها با سفر شارژ میشوند بعضی ها با خرید بعضی ها با اغوش··· من از ان زن هایی هستم که با اب هویج بستنی͵عکاسی و گل شارژ میشوم͵یک هفته خوبم با این ها͵سر حالم زندگی میکنم·زندگی واقعی· حالا نه اینکه فکر کنی مهم است برایم که شارژر هایم را برایت بشمارم͵همه را گفتم که تهش بگویم این گل های دسته ای هزار تومنی را که برایم خریدی میپرستم· بردمشان توی بالکن و نه تراس و این قرتی بازی ها و پلاستیک هایشان را باز کردم ͵هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 20:34

نشسته ام توی راهروی سنگی و خلوت،یک گوشه متروکه از دانشگاه. گفته اند تا نیم ساعت دیگر باید بنشینم تا ناهار خانم فلانی تمام شود و بیایید این مدرک با سوادی من را امضا کند و بدهد دستم تا بتوانم با خیال آسوده به سیل عظیم بی کاران مدرک دار بپیوندم. با همه ی این ها،با همه ی مدرک های بیهوده و سالن های سنگی سرد و خاکستری ... با وجود این گلدان مصنوعی از رنگ و رو رفته وسط راهرو که انگار قرن هاست اینجا ایستاده ،با وجود اینکه دستگاه آب سرد کن داخل راهرو خراب است و مثل پیر مرد ها غرغرکنان خرناس میکشد، با همه ی این ها حال من خوب است. دیروز برایت کیک شکلاتی درست کردم با اسادامه مطلب

برچسب: آقای آبی,آقای آبی حمید لولایی,اقای ابی و خانوم بنفش,سریال آقای آبی,قرص آقای آبی,کارتون آقای آبی,عاشقانه های آقای آبی, نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 20:34

fateme n:yek shabe zemestouni,vaqti k kheli khab am miumad,tou ye taxi e sard,saram ro rue shune maman am gozashtam.na inke avali baram bud e k inkaro mikardam,na!man nave bozorge haji budam o tak dokhtare khune,az bachegi tou baqalo lae macho muche khale hao dayiam qad keshidam.ama un shabe zemestouni,un shune ye hese jadid e ajibo qaribe shirini be man dad.az un shab be bad,donbale forsat budam ta saram ro shune kesi bezaram,cheshmam ro bebandam o bezaram k un hese shirin arum arum az shune taraf bere toue jomjomam o pakhsh beshe toue kole tanam,va bere ta atome tak take selul ham.dabirestani k shodam ,beine harf e hamkelasi hae sharo shuram shenidam k engar ye shuneye mardune hast k ba shune baqie mardom farq dare.meslenke dokhtara har kodum va3 khodeshun yeki dashtan.ye shune k vaqti sareto rush mizari,un hese shirin zare zare az jomjomat liz mikhore o yek rast mire tou qalbet.dokhtara migoftan k qodrate in shune kheli bishtaraz shune hae dg ast.shab hae toulani miumadan o miraftanادامه مطلب

برچسب: loading new level unity, نویسنده: باربد بختیاری تاريخ: يکشنبه 21 شهريور 1395 ساعت: 20:34

صفحه بندی